تبلیغات
دست نوشته های یک بدچه! - سقوط آلبر کامو
 
Life is ours, we live it our way

سقوط آلبر کامو

نوشته شده توسط :سپهر
جمعه 7 مرداد 1390-11:09 ب.ظ

راجع به انسان متجدد یک جمله کافیست : (( او زنا می کند و روزنامه می خواند .))

احساس حقانیت و شادی از حقانیت خویش و خوشحالی از احترام به خویشتن انگیزه های نیرومندی هستند برای استواری و سراپا نگاه داشتن ما. بر عکس اگر شما مردم را از آن محروم بدارید آنها را تبدیل به سگهای هار و وحشی می کنید.

می دانید چرا ما با مرده ها عادل تر و کریم تر هستیم؟ دلیلش ساده است! زیرا با آنها دیگر تعهدی نداریم.

اگر فاسدان و دزدان همیشه و در همه جا محکوم می شدند آن وقت افراد شریف و درستکار خود را برای ابد بی گناه می دانستند و به تصور من مخصوصا از همین جهت است که می بایست از آن اجتناب ورزید.

دوست عزیز شهدا باید بین فراموش شدن  یا مورد بهره وری و ریشخند واقع شدن یکی را برگزینند و هرگز در فکر اینکه مردم آنها را درک می کنند نباشند.

افراد برای آنکه خود مورد قضاوت و داوری قرار نگیرند در محاکمه کردن شتاب می کنند.

من آن دوستی که به فکرش رسیده بود دیگر سیگار نکشد و آنرا ترک کند و به نیروی اراده نیز پیروز شده بود بهتر درک می کنم. او یک روز صبح روزنامه را گشود و خواند و اطلاع یافت که اولین بمب هیدروژنی منفجر شده است و همین که از آثار شگفت انگیز آن مطلع شد بی تردید وارد یک فروشگاه سیگار فروشی شد.

آیا خطای کسی که این طرف جایگاه برروی نیمکتی که من نشسته ام هرگز نه عمل نیکی را انجام داده و نه رنج فریب خوردن را چشیده ام بیشتر نیست؟

سانسور همان چیزی را که نهی می کند به فریاد بلند اعلام می دارد.

هرچه بیشتر خودم را متهم می کنم بیشتر حق آنرا خواهم داشت که درباره شما قضاوت و داوری کنم. و ازین مهمتر: شمارا بیشتر تحریک می کنم تا در مورد خود داوری کنید واین کار نیز همانقدر مرا تسکین می دهد.

خوشبختانه همیشه خیلی دیر است ...

سقوط - آلبر کامو






نظرات() 


chaturbatefreetokenshack.com
چهارشنبه 15 شهریور 1396 10:54 ق.ظ
Magnificent beat ! I wish to apprentice while you amend your website, how could i subscribe for a blog site?
The account helped me a acceptable deal. I had been tiny bit
acquainted of this your broadcast offered bright clear
idea
mandahoberek.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:56 ب.ظ
Wow, this paragraph is fastidious, my sister is analyzing these things,
therefore I am going to tell her.
What causes pain in the back of the heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:44 ق.ظ
It's an remarkable post for all the online viewers; they will obtain advantage from it I am sure.
darcybehymer.jimdo.com
جمعه 13 مرداد 1396 12:04 ب.ظ
Hi, all is going sound here and ofcourse every one is sharing facts,
that's truly fine, keep up writing.
Arnette
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:27 ب.ظ
Thanks for some other magnificent post. The place else may anyone get that kind of info in such
a perfect way of writing? I've a presentation subsequent week, and I am on the look for such information.
Foot Complaints
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:57 ق.ظ
Thanks for finally writing about >دست نوشته های یک بدچه!
- سقوط آلبر کامو <Liked it!
std testing near me
دوشنبه 5 تیر 1396 02:56 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا نه نشستن خوب با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما در واقع
قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای while.
من با این حال مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک ممکن است را سادگی
به کمک پر کسانی که شکاف. که شما که می توانید انجام من می بدون شک تا پایان در گم.
Audrey
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:38 ق.ظ
excellent points altogether, you just gained a new reader.
What could you suggest in regards to your publish that you made a
few days ago? Any certain?
میفا
چهارشنبه 4 مرداد 1391 04:46 ب.ظ
داره یه سال می شه از آخرین پستت... دلم خب تنگ شده واسه نوشته هات! :|
خودت چی فکر می کنی 2!
جمعه 11 فروردین 1391 12:29 ب.ظ
بسه دیگه! آپ کن حوصله مون سر رفت!
خودت چی فکر می کنی؟
پنجشنبه 25 اسفند 1390 10:13 ب.ظ
سپر خفن نمی خوای دم عیدی یه تبریک عیدی چیزی بگی؟ نمی خوای آپ کنی؟
سپهر
دوشنبه 31 مرداد 1390 10:40 ب.ظ
من اسمم سپهره. مرسی همینم ترجیح میدم :دی
ریحانه
یکشنبه 30 مرداد 1390 10:58 ق.ظ
پ ن پ!!
نیم چه مهندس! نویسنده! یا هرچیزی که خودت اسمتو میذاری ؛)
سپهر
شنبه 29 مرداد 1390 12:09 ق.ظ
مهندس؟؟؟؟ ;-)
ریحانه
پنجشنبه 27 مرداد 1390 11:59 ق.ظ
قشنگ بود؛ مرسی
واقعا غذای روح بود مهندس:)
میفا
شنبه 8 مرداد 1390 01:15 ق.ظ
اول این که مرسی :)

دوم جملاتی که کشیدی بیرون قشنگن و جای فکر دارند. اما این وسط من اینو دوست دارم:
"اگر فاسدان و دزدان همیشه و در همه جا محکوم می شدند آن وقت افراد شریف و درستکار خود را برای ابد بی گناه می دانستند و به تصور من مخصوصا از همین جهت است که می بایست از آن اجتناب ورزید."

سوم این که : من اون کتابو دوباره می خوام! :دی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox