تبلیغات
دست نوشته های یک بدچه! - سکوت....
 
Life is ours, we live it our way

سکوت....

نوشته شده توسط :سپهر
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389-04:27 ب.ظ

برای آنان که غریبانه بر دار بوسه زدند...

امروز فرزاد مرا بر دار کردند
شیرین و فرهاد مرا بر دار کردند
کرد و لر و سگزی، جنوبی، آذری را
ایران آزاد مرا بر دار کردند

 

 





نظرات() 


Margo
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:08 ب.ظ
Right away I am going away to do my breakfast, afterward having
my breakfast coming over again to read further news.
www.purevolume.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:46 ب.ظ
Valuable information. Fortunate me I found your site by chance, and I am
shocked why this twist of fate did not came about earlier!
I bookmarked it.
Foot Complaints
شنبه 14 مرداد 1396 01:13 ق.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought
this post was great. I don't know who you are but definitely you are going to a famous blogger if you are not already ;) Cheers!
Foot Problems
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:22 ق.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple tweeks would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your design. Bless you
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:53 ق.ظ
I've learn several good stuff here. Definitely worth bookmarking
for revisiting. I surprise how a lot attempt you place to create such a magnificent informative website.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:58 ق.ظ
I am not sure where you're getting your info, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.

Thanks for fantastic information I was looking for this information for my mission.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:41 ق.ظ
I would like to thank you for the efforts you've put in writing this site.
I am hoping to see the same high-grade blog posts by you in the future as well.
In truth, your creative writing abilities has inspired me to get
my own site now ;)
gharibe
جمعه 24 اردیبهشت 1389 10:30 ب.ظ
من معتقدم نباید بی اطلاع حرف زد هر مملکتی یک سری قوانین داره که مغزجمعی (اکثریت حتی یک نفر بیش تر بودن این معنی دموکراسیه دیگه)پذیرفتند اگر کسیم خیلی بهش فشار میاد و نمی تونه تحمل کنه باید جمع کنه و بره مثله فراره بی مغزا نه این که اون جمع کم تر ناموافق بر علیه مغزجمعی بشوراند چه با اعلامیه چه با زور وکتک البته باید دید واقعا این فرد چه کرده شاید واقعا بی گناه بوده و حرف حق زده و کارش نهضت حسینی بوده که حتما یه سری خونخاه با قدرتی که خدا بهشون می ده و قولش رو تو قرآن داده به حکومتی که یک یری ریاکار برای پول گرفتند خواهد رسوند اگرم طرف گناخکار بوده که دیگه دیگه ولی من اصلا از کشتن خوشم نمیاد اه آخه چرا ...
سپهر
جمعه 24 اردیبهشت 1389 05:23 ب.ظ
به محمد.ا
دفعه اولی که خوندم نفهمیدم چی میگه! کلی طول کشید! چقدر
جالب اومد به نظرم! ;-)
محمد.ا
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 01:41 ق.ظ
خــــاکــــــم به سر ، زغصه به سر خاک اگر کنم
خـــــاک وطن که رفت ، چه خاکی به سر کنم ؟
سپهر
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 08:00 ب.ظ
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
...
می ترسم تا اون روز خوب دیگه آدم خوبی نمونده باشه!

من سكوت خویش را گم كرده ام !
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من كه خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم!
انرژی منفی
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 07:46 ب.ظ
:(
بالاخره "یه روز خوب میاد"
میفا
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 05:37 ب.ظ
سکوت... فوق العاده است و پر از درد... سکوت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox